ميچينم آن ثانيه هايی را که به تو فکر می کنم. ميچينم آن ناب ترين لحظه های زندگی را
ميچينم آنها را
ميچينم آنها را و می کارم آنها را سرزمین حاصل خیز آرزوهایم....
از آنها گل عشق می روید. تا رویش گل عشق در کنارش بیدار میمانم و برایش از یاد دستهای
مهربانت گهواره میسازم ........ آن را از چشمه های پاک نگاهت سیراب می کنم
آنگاه گل عشق را می چینم و به موهایت سنجاقش میکنم
آنجا از عطر موهایت لبریز میشود
گل نازنین را بر میدارم و در سبزه زارهای زنگیم می کارم
خورشید را می بینم که خندان است و به من میگوید
در سرزمین های زیر سلطه یال های طلاییم ؛ خوشبو ترین گل ها گل توست
من می خندم و می دانم که عطر موهایت
.......هنوز آنجاست<